عجبا!
در عجبیم از این همه غفلت و اینا!
چهار روز چیزی نگفتیم و ننوشتم همه یادشان رفت که چه حکیم بزرگواری هستیم! انگار باید تا آخر عمر دستتان را بگیریم و راه ببریم! گفتیم لابد فهمیده اید خودتان هم می توانید ببینید و یاد بگیرید و بفهمید. گویا ولی در معرفت شمایان غلط فرموده ایم و باید دوره بیفتیم و بفرماییم:
من برگشتم!!
+ نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 9:1  توسط جلال
|
