عیدی
عید همه مبارک
به مناسبت عید غدیر چند خطبه از حضرت امیر می آورم:
خطبه 5
بعد از وفات پیامبر (ص) در خطاب به عباس و ابوسفیان که پس از اوضاع سقیفه از حضرت خواستند بیعت کند:
ای مردم! با کشتی های نجات امواج فتنه ها را بشکافید. از جاده دشمنی و اختلاف کنار روید. تاجهای مفاخرت و برتری جویی را از سر بیندازید. رستگار گردد آنکه با داشتن یار قیام نماید. یا در بی قدرتی راه سلامت گیرد و دیگران را راحت گذارد.
حکومت بدین صورت آبی متعفن و لقمه ای گلوگیر است.
هرکس میوه را به موقع نچیند چون کشاورزی است که بذر را در زمین دیگری بپاشد.
اگر از قدر و منزلتم بگویم تهمتم می زنند که بر حکومت حریص است و اگر ساکت بمانم می گویند از ترس مرگ است.
هرگز! آن هم با آن همه مبارزات و جنگها! به خدا قسم عشق پسر ابوطالب به مرگ از علاقه کودک شیرخوار به سینه مادر بیشتر است.
سکوتم محض اسراری است که در سینه دارم که اگر بگویم همه شما مردم چون ریسمانهای بسته به دلو در اعماق چاه به لرزه خواهید افتاد.
خطبه 136
درباره بیعت با خود:
بیعت شما با من حادثه ناگهانی نبود و برنامه من و شما یکی نیست. من شما را برای خدا می خواهم و شما مرا برای خود می خواهید.
ای مردم! مرا در راه سرکوبی نفس سرکش خود یاری کنید. به خدا قسم داد ستمدیده را از ستمکار می ستانم و افسار ستمکار را می کشم تا به آبشخور حق وارد کنم گرچه به آن میل نداشته باشم.
خطبه 69
گفتار امام در سحرگاه روزی که ضزبت بر فرق مبارکشان نشست:
نشسته بودم که خواب مرا گرفت و رسول خدا (ص)بر من آشکار شد.
گفتم: ای پیامبر خدا! چه کجی ها و دشمنی ها از امت تو دیدم!
فرمود: به آنان نفرین کن.
گفتم: خداوند بهتر از آنان را به من عنایت کند و به جای من شری بر آنان بگمارد.
به مناسبت عید غدیر چند خطبه از حضرت امیر می آورم:
خطبه 5
بعد از وفات پیامبر (ص) در خطاب به عباس و ابوسفیان که پس از اوضاع سقیفه از حضرت خواستند بیعت کند:
ای مردم! با کشتی های نجات امواج فتنه ها را بشکافید. از جاده دشمنی و اختلاف کنار روید. تاجهای مفاخرت و برتری جویی را از سر بیندازید. رستگار گردد آنکه با داشتن یار قیام نماید. یا در بی قدرتی راه سلامت گیرد و دیگران را راحت گذارد.
حکومت بدین صورت آبی متعفن و لقمه ای گلوگیر است.
هرکس میوه را به موقع نچیند چون کشاورزی است که بذر را در زمین دیگری بپاشد.
اگر از قدر و منزلتم بگویم تهمتم می زنند که بر حکومت حریص است و اگر ساکت بمانم می گویند از ترس مرگ است.
هرگز! آن هم با آن همه مبارزات و جنگها! به خدا قسم عشق پسر ابوطالب به مرگ از علاقه کودک شیرخوار به سینه مادر بیشتر است.
سکوتم محض اسراری است که در سینه دارم که اگر بگویم همه شما مردم چون ریسمانهای بسته به دلو در اعماق چاه به لرزه خواهید افتاد.
خطبه 136
درباره بیعت با خود:
بیعت شما با من حادثه ناگهانی نبود و برنامه من و شما یکی نیست. من شما را برای خدا می خواهم و شما مرا برای خود می خواهید.
ای مردم! مرا در راه سرکوبی نفس سرکش خود یاری کنید. به خدا قسم داد ستمدیده را از ستمکار می ستانم و افسار ستمکار را می کشم تا به آبشخور حق وارد کنم گرچه به آن میل نداشته باشم.
خطبه 69
گفتار امام در سحرگاه روزی که ضزبت بر فرق مبارکشان نشست:
نشسته بودم که خواب مرا گرفت و رسول خدا (ص)بر من آشکار شد.
گفتم: ای پیامبر خدا! چه کجی ها و دشمنی ها از امت تو دیدم!
فرمود: به آنان نفرین کن.
گفتم: خداوند بهتر از آنان را به من عنایت کند و به جای من شری بر آنان بگمارد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 دی1384ساعت 23:6  توسط جلال
|
