تبليغاتX
تبختر... در نهايت استيصال - دیوانه چون طغیان کند (3)

تبختر... در نهايت استيصال

دیوانه چون طغیان کند (3)

زین دو هزاران من و ما، ای عجبا من چه منم

گوش بنه عربده را، دست منه بر دهنم

چون که من از دست شدم، در ره من شیشه منه

ور بنهی پا بنهم، هرچه بیابم شکنم

«مولانا»

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 18:45  توسط جلال  |