تبليغاتX
تبختر... در نهايت استيصال

تبختر... در نهايت استيصال

مقرر فرموديم كه اين روز را كه مابين يوم عاشقيه ي فرنگي و مملكتي خودمان است غنيمت دانيم و بيتي از مولانا جلال الدين محمد بلخي كه هم نام ما بود بياوريم تا هم اين چند مدت غيبت را جبران فرماييم و هم براي دانايان و تيزبينان آيتي بنماييم كه ما كجاييم!

هركه را جامه ز عشقي چاك شد

او ز حرص و جمله عيبي پاك شد

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 23:31  توسط جلال  | 

در عجبیم از این همه غفلت و اینا!

چهار روز چیزی نگفتیم و ننوشتم همه یادشان رفت که چه حکیم بزرگواری هستیم! انگار باید تا آخر عمر دستتان را بگیریم و راه ببریم! گفتیم لابد فهمیده اید خودتان هم می توانید ببینید و یاد بگیرید و بفهمید. گویا ولی در معرفت شمایان غلط فرموده ایم و باید دوره بیفتیم و بفرماییم:

من برگشتم!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 9:1  توسط جلال  | 

دو ماجراي زير را ا هم مقايسه كنيد:

اول:
هواي سرد امسال باعث شد مقدار زيادي از پرتقالهاي شمال مزه ي زهرمار بگيرد و كيلويي 50 تومان هم گران باشد!
چند روز پيش در يكي از بخشهاي خبري صبح شبكه ي خبر، گزارشي پخش شد با اين عنوان:

خواص داروويي پرتقال تلخ!

دوم:
در دوران پس از وفات پيامبر (ص) جعل حديث و نسبت دادن انواع مطالب به پيامبر (ص) باب شد. نقل است زماني تاجري بار پيازي از "اكه" به مكه برد ولي هيچ كس خريدار نبود. لاجرم دست به دامن "ابوهريره" كه از راويان! بود شد. ابو هريره با گرفتن نصف سود با صداي بلند گفت:
از پيامبر (ص) شنيدم:

من اكل بصل الاكه في مكه فوجب له من الجنه!!!

پ.ن : نتيجه گيري با خودتان. لقمه را كه نبايد جويد و دهانتان گذاشت! خودتان هم كمي زحمت بكشيد تا چشيدن اين قطره هاي گاهكاه  از درياي بيكران فضل و حكمت ما بيشتر به دهانتان مزه كند!

+ نوشته شده در  جمعه 19 بهمن1386ساعت 0:48  توسط جلال  | 

از آنجا که ما نماد اعتماد به نفس گردیده ایم و ته دل چندان از این سمبلیت راضی نیستیم، برآن شدیم  این ستون را به سایر ستونهای وزین "تبختر . . . در نهایت استیصال" بیفزاییم. قرار است در این جا، نمونه هایی از اعتماد به نفس را که هر روز یا لااقل چند روز یکبار همه می بینند ولی فقط چشمان ریز بین و طبع نکته سنج ما درکش می کند برایتان بنویسم.

همینجا اعلام کنم که از این جناب "م.ج" که برای پست پیشین کامنت گذاشته بدم می آید!!

رستوران

دیده اید این ستورانهای مسخره که می تواند بین راهی باشد و یا در مناطق صنعتی و بورس مکانیکی ها! چند سری میز و صندلی دارند؟

یحتمل برای پذیرایی از ۱۸۶ نفر در لحظه امکانات دارند ولی بعید به نظر می رسد که در خوشبینانه ترین حالت، در اوج فصل کار و کاسبی بیشتر از ۷ نفر مشتری برای یک وعده داشته باشند!

ببیند اعتماد به نفس تا کجاست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 1:15  توسط جلال  | 

حضرت ما به این نتیجه رسیده ایم برای تداوم باروری فرهنگ عوام و تبلور حکمت باهره مان لازم است باز به این وبلاگ مبارک سر بزنیم!

لذاست که چون سایت دانشکه ی ما سرانجام به فعالیت در آمده، یحتمل عنقریباْ آغاز مجدد فعالیت تبختر در نهایت استیصال را اعلام خواهیم فرمود و رخصت جشن و وجد خواهیم داد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 9:32  توسط جلال  |